bandarstudents.blogfa.com

کلاغی که در آسمان در حال پرواز بود ، احساس تشنگی کرد .

او به سمت زمین آمد تا آبی برای نوشیدن پیدا کند .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

کلاغ گلدانی را دید که تا نیمه از آب پر شده بود .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

او بر لبه ی گلدان نشست و هر کاری کرد منقارش به آب داخل گلدان نرسید .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

بنابراین تصمیم گرفت که گلدان را هل دهد تا آب بروی زمین بریزد و از آن بنوشد .

اما هر کاری کرد نتوانست .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

ناگهان فکری به خاطرش رسید .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

او چندین قلوه سنگ را در گلدان ریخت .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

با ریختن سنگ ها سطح آب گلدان بالا آمد .

 

 

bandarstudents.blogfa.com

کلاغ به راحتی از آب گلدان نوشید و به پرواز خود ادامه داد .



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۸ | ٩:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه شیری | نظرات ()
  • بن تن | قالب وبلاگ